|
خیلی وقته اینجا نیومدم...احساس میکنم دارم تازه خودمو پیدا میکنم..باید یاد بگیرم خودمو کنترل کنم زود عصبانی نشم که کارایی بکنم که مثل الان پشیمون بشم..با مامان ۱ماهه که قهرم و اومدم خونه ی دایی.گرچه که فکر میکنم همچین کار بدیم نکردم.باعث شد که به خودم بیام.رو خودم کار بکنم.بخوام که عوض بشم و بیشتر از این خودمو رنج و عذاب ندم. امسال بازم میخوام که کنکور *کانون بدم.چون الان بهترین گزینه برای منه. خدایا کمکم کن.. خیلی دلم میخواد که برای خودم حرف بزنم..سالهاست که مثل آدم برای خودم حرف نزدم! المیرا هم داره میره انگلیس برای درس و الناز تابستون بر میگرده برای استراحت..منم که پای ثابت ایرانم فعلا!!! از پسر بازی خاطره ی خوشی ندارم...دنبال یکی میگردم مطمئنم که پیداش میکنم به زودی. از فردا کتابخونه هستم برای درس و انگیزه یی دارم که داره سر ریز میشه!! تنها تهرانو میخوام برای قبولی گرچه جای بسیار مزخرفیه ولی زادگاه من و اجدادمه.. فقط همین..
|
About
Home
|