|
احساس خیلی بدی دارم...احساس خفگی بهم دست داده.دلم میخواد انقدر دستمو بکوبم به شیشه تا جرواجر بشه..دلم میخواد توی این تنهایی خودم بمیرم.دلم میخواد که نباشم.این زندگی مزخرف بی درو پیکرو نمیخوام..خدایا کاشکی امروز خودمو از کوه پرت میکردم پایین جلوی چشم هزاران نفر آدم.دلم میخواست دیده میشدم که دارم نابود میشم.حالم خوب نیست.دلم هوای گریه داره برای اون روزهای خوبی که نیست و شاید دیگه هیچوقتم نباشه. از اینکه سربار اینا شدم دارم داغون میشم.از اینکه بهم میگن داغون میشم.کاش هیچوقت این روزها رو نمیدیم..یعنی من دلم میخواست که اینجوری بشه؟ انقدر سخت؟ انقدرررررررر ملال آور؟ چه روزهای بیخودی..چه بهار بیخودی..چه دنیای بیخودی..
|
About
Home
|